خرید بک لینک

در شورشِ چشمانِ تو آماجِ بلا من
مردِ سپر انداختهی بی سر و پا من

تکبیرِ نگاهت به فنا داده سپاهم
فرماندهیِ تنها شدهیِ دارِ فنا من

بی واهمه دلبستهام و باک ندارم
از کشته شدن پیشِ قدم هایِ شما من

تو قاتلِ شبهایِ پر از دلهره بودی
این بار، در این ورطهیِ تاریک چرا من...

وقتی قفسِ عشق بهشت است برایم
چون قاصدکی پر بگشایم به کجا من؟

بگذار در این محبس با عشق بمانم
شاداب من و مست من و کامروا من

برچسب: نویسنده: آبتین زارعی‌پور تاريخ: شنبه 4 آبان 1398 ساعت: 9:41

صفحه بندی