خرید بک لینک
باران همی بارد، همی آید بهاران نرمک، نرمک، اینک باران...... باران......یاران من رفتند و من ماندم - صد افسوس -وامانده این جا این منم زان بی‌شماران! -یاران من، کو جسم‌هاشان؟ اسم‌هاشان؟- آن پونه‌های وحشی بر جوکناران -یاران من، تصویرهاشان مانده با من،- افتادگان این برگ‌ها، از شاخساران -یاران من رفتند و من..... - ای کاش می‌رفت.....تصویرهاشان از نظر، این پایداران! -یاران من رفتند و بر گو تا نکارند،بر گورهاشان لاله، هرگز، لاله کاران!ای کاشکی می‌شد غبار بد به یک سو،زان بهترینان در زلال چشمه‌ساران!روزی دادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آبتین زارعی‌پور تاريخ: چهارشنبه 14 مرداد 1405 ساعت: 8:35

در شبنمی، از اشک تو، پنهان شده بودمچون دیو که در شیشه به زندان شده بودمیا نقش بر آبی. (نه که تصویر سرابی ) این سان شده بودی تو،من آن سان شده بودم.با اشک تو، از چشم تو بر گونه دویدمبا آه تو، بازیچه‌ی توفان شده بودمانگشت گزیدی چو به دندان تحسّرحیرت زده، انگشت به دندان شده بودم.در همهمه‌ی کوچه‌ی شب، گم شده بودیتا من پی دیدار، بر ایوان شده بودم!دیدند همه -همچو حبابی که بر آبی-از وحشت آن واقعه ویران شده بودم.در جمله‌ی طولانی عشـق و هوس تو،ای کاش که من نقطه‌ی پایان شده بودم!چون مرغ سبکبال، نه در بند خادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آبتین زارعی‌پور تاريخ: چهارشنبه 14 مرداد 1405 ساعت: 8:35

مرا به پیش از مرگ ببر
به رنگ هایی که دوست داشتیم
به صداهای مودار
که بیزاری از شقیقه های سفید چشمه می گیرد ..
.
.

+ نوشته شده در ۱۳۹۹/۰۸/۰۷ ساعت توسط Tamana  | 

برچسب: نویسنده: آبتین زارعی‌پور تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 1:52

قەلاجە دامە پاوەو وە پاێ پەتی لە شووند ئەسپە دەوانی و چید، وەر ئەو دیۊا نەکردی

برچسب: نویسنده: آبتین زارعی‌پور تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 1:52

سەوزە چۊ پایز ڕەنگ ڕەنگەو بۊدە
چۊ مەل تەنیا بێدەنگەو بۊدە
نیەزام ئڕا چوە دڵتەنگەو بۊدە
وەلی هەرچێ هەس قەشەنگەو بۊدە
 

+ نوشته شده در ۱۳۹۹/۰۸/۱۳ ساعت توسط Tamana  | 

برچسب: نویسنده: آبتین زارعی‌پور تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 1:52

ما مردمِ اشکیم و خدامان مرگ است

ما معدنِ دردیم و دوامان مرگ است

در دنیایی که گرگها ساختهاند

تقدیرِ تمامِ برههامان مرگ است

برچسب: نویسنده: آبتین زارعی‌پور تاريخ: سه شنبه 20 اسفند 1398 ساعت: 21:02

آیینهدارِ عشقی و تندیسِ دلبری
با لحنِ عاشقانه دل از ماه میبری

مهتابرویِ مایی و سرگشتهیِ تواَند
خورشید و ماه و زهره و ناهید و مشتری

کامم پر از عسل شده تا در دهانِ توست
کندویی از ترانه و گلواژهیِ دری

آموخت از تو شعر و غزل را خدایِ شمس
رقصنده با ترانهیِ تو آدم و پری....

معشوقِ ماست اوج صدایت، که نسلمان
هرگز نبوده عاشقِ معشوقِ دیگری

ما سالکان تشنهیِ آوازِ دلکشیم
سقایِ ماست حضرتِ شهرامِ ناظری

برچسب: نویسنده: آبتین زارعی‌پور تاريخ: سه شنبه 20 اسفند 1398 ساعت: 21:02

ز ما، دو، خاطرهی بی دوام میماند،زمی، نه حال، که دُردی به جام میماند.چه سالها که زمین بی من و تو خواهد گشت،که صید میرهد از دام و دام میماند!از این تردد دائم - که در نظر جاری -کدام منظرهای مستدامادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آبتین زارعی‌پور تاريخ: شنبه 4 آبان 1398 ساعت: 9:41

گرچه در هر قدمی، با تو کسی یارترین.با دل آزردهترینان، تو دلآزار ترینبی تو هر راهی، پر ماه، اگر، ناهموار،با تو دشوارترین راهم، هموارترین!بختم این گنبد مینای مطلاگون بودکه در آن زلزله، از هر چه نگونسادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آبتین زارعی‌پور تاريخ: شنبه 4 آبان 1398 ساعت: 9:41

با من شرار ملعنت جاودانهxadای،چون جنگلیxadست خفته که در بطن دانهxadای.از عالم بزرگ نه پیدا کنار او،ماییم با تمام حقارت نشانهای!شعرم چه؟ خود بهانهxadی بیهوده زیستن،یا زیستن برای سرودن، بهانهxadای! قوالی ازادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آبتین زارعی‌پور تاريخ: شنبه 4 آبان 1398 ساعت: 9:41

باران همی بارد، همی آید بهاران نرمک، نرمک، اینک باران...... باران......یاران من رفتند و من ماندم - صد افسوس -وامانده این جا این منم زان بیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آبتین زارعی‌پور تاريخ: شنبه 4 آبان 1398 ساعت: 9:41

تا به کی قلبِ کوه را بکنم
تا که اسطورهای رقم بزنم
مثل نودختران عهد قدیم
سبزه ها را به هم گره بزنم
بخت من با یزید خوابیدهست
تا قیامت وبال خویشتنم
با غزلهایِ سرخِ دردآلود
بویِ خون میتراود از دهنم
درد چندین هزار سالهی عشق
میچکد از گلوی پیرهنم
برف پیری نشسته روی سرم
گرد حسرت لمیده بر کفنم
خسته از این همه قفس بودن
در تکاپوی آسمان شدنم

برچسب: نویسنده: آبتین زارعی‌پور تاريخ: شنبه 4 آبان 1398 ساعت: 9:41

در شبنمی، از اشک تو، پنهان شده بودمچون دیو که در شیشه به زندان شده بودمیا نقش بر آبی. (نه که تصویر سرابی ) این سان شده بودی تو،من آن سان شده بودم. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آبتین زارعی‌پور تاريخ: شنبه 4 آبان 1398 ساعت: 9:41

#شعر_آخراین منم تک ستارهای بی نور قصهای از زمانههایِ دوراتفاقی عجیب و بی منظور مردهای آرمیده در دلِ گورروز و شب بار غصهام بر دوشژنده پوشی غریبه و شبگرد ظاهرا سنگوارهای بی درد از درون طرحِ زخمیِادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آبتین زارعی‌پور تاريخ: شنبه 4 آبان 1398 ساعت: 9:41

برگرد و مرا غریب و تنها مگذار
این شاخِ ترِ شکسته را جا مگذار
تنهاییِ عریانِ مرا لمس بکن.
روی دلِ نا امید من پا مگذار.

برچسب: نویسنده: آبتین زارعی‌پور تاريخ: شنبه 4 آبان 1398 ساعت: 9:41

صفحه بندی